بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
96
خلاصة التجارب ( طبع جديد )
وقت لايق ، يعنى وقتى كه بر معده گران نيايد و گرانى يا به واسطهء سيرى از طعام و شراب بود يا به واسطهء خلو معده و تحريك خلطى مفسد يا توليد آن . و در صيف كه محل گداختن و منبسط شدن اخلاط و فزونى صفراست ، جهت گرمى و خشكى هوا غذاى خنك و تر و سرد كرده به يخ و برف و غيره مايل به حموضت خورند چون نان و دوغ آب به يخ و امثال آن سرد كرده و خيار افگنده و آشهاى قاتقدار و بعضى ميوههاى تابستانى چون بادرنگ و هندوانه و شفتالو و انار ميخوش و سيب و امرود اندكى در وقت لايق مناسب بود و اندر اين فصل چون هضم ضعيف است به سبب قلت حرارت درون و ضعف دل و قوا به جهت استنشاق هواى گرم غذا كم خوردن و به دفعات اولى بود . و بعضى مردم گرمسير رنجبر هستند كه در اين فصل در عين گرماى روز و مشقت درو غله و امثال آن ، خورش ايشان چنگال و خرما مىباشد و اكثر با قوت و تندرست مىباشند و معمر نيز مىشوند . از اين نكته نيز غافل نشايد بودن ليكن اعتياد به طريق مذكور اولى است . و در خريف كه محل يبس و ازدياد سوداست به جهت سردى و خشكى هوا غذاى نرم و چرب و چاشنى كرده و هم خنك بايد خورد ، چون قليه بغرا و ماهيچه و قليهء كدو و بادنجان كه محبوب طبع است و امثال اين ها و بعضى ميوهها چون خربزه و انگور شيرين و انجير و امرود و سيب شيرين و نار و امثال اينها اندكى در محل نيكو بود . و در زمستان كه محل سد مسام است و حقن ابخره و تولد بلغم و قرار و جمود مواد است جهت سردى و ترى هوا ، غذاى غليظ و گرم كرده و به گرمى مايل خورند چون هريسه و كيپا و چنگال و قليه برنج زعفرانى و امثال آن ، و قوت هضم چون به سبب كثرت حرارت درون نيكو بود از هضم آنها عاجز نيايد به تخصيص بعد العادت و اگر چه معتاد در اكثر فصول هضم اينها تواند ، ليكن در اين فصل بهتر و انفع بود و شيرينىها فى الجمله در اين فصل جهت ترقيق بلاغم محدثه زايده در معده مناسب آيد . و حق آن است كه در جمله فصول از آنچه ممد مفاسد هواى آن فصل بود و اگر چه معتاد باشد بدان ، اندكى حذر كند . چه اين رعايت به منزلهء علاجى بود مر آن مفاسد هوا را . بدانكه چنانچه در غذا مراعات فصول لازم است ، مراعات اوقات شبانهروزى نيز لازم بود و چنانكه در طرف صباح كه محل حركت صفراست ، مسكنات صفرا و سريع الهضم خورند و در چاشت و پيشين كه محل حركت دم است ، مقويات و مضفيات دم خورند . در طرف آخر روز و اول شب كه محل حركت بلغم و سوداست مقطعات و ملطفات و معدلات بلغم و سودا خورند و السّلام . چهارم دواى مقوى كه بالخاصيت اعم از آنكه به كيفيت نيز موثر باشد يا نه تقويت اجزاى اصليهء بدن و حفظ جميع قوتها و منع حرارت و رطوبت غريزى در تحليل مفرط كند و مقاومت با كيفيات مغيرهء طبيعت از واردات خارجى و داخلى نمايد و شرح ادويهء مقويه و بعضى از طرق استعمال آنها در باب تراكيب و سموم خواهد آمد ان شاء اللّه تعالى . و بالجمله رعايت دواى مقوى به مداومت قريب تدريجى و عدم استعمال ضد آن قبل العادت التامه در